الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

65

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

سى دينار با دو شتر سود تو شد » . پس گفتم : مبارك است وارد شو و براى من دربارهء آن دعا كن ! وارد شد و دعا كرد و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرد كه فرمود : « به پيامدهاى مصيبت‌ها تمسّك جوييد ! » سپس دو شتر را بر آن بستم و مزرعه را آب دادم ، خداوند در آن بركت داد و رشد كرد و ده هزار دينار از محصول آن فروختم . ازمحمّدبن موسى نقل كرده ، مىگويد : همراه پدرم به سمت زمين زراعتى « بسايه » « 1 » بيرون رفتيم در بامدادى سرد به نزديكى آنجا رسيديم و سرِ چشمه‌اى از چشمه‌هاى بسايه صبح كرديم ، در آن ميان غلامى زنگى گشاده‌زبان بدبو با لباسى پاره رسيد بالاى سرش ديگى سفالى بود كه بخار مىكرد ، كنار غلامان ايستاد و گفت : آقايتان كجاست ؟ گفتند : آنجاست . گفت : كنيه‌اش چيست ؟ گفتند : ابوالحسن . رفت كنار امام عليه السلام ايستاد و گفت : سرورم ! يا اباالحسن ! اين نان روغنى است ، به شما هديه مىكنم ! امام عليه السلام فرمود : « آنها را نزد غلامان بگذار ! » همگى از آن نان روغنىها خوردند ، سپس آن غلام به راه خود رفت ، طولى نكشيد دوباره آمد درحالى كه پشته‌اى هيزم روى سر داشت ، مقابل امام ايستاد و گفت : سرورم ! اين هيزم را به شما هديه مىكنم ! فرمود : « نزد غلامان زمين بگذار و مقدارى براى ما آتش بياور ! » رفت و با آتش آمد . محمّدبن موسى مىگويد : ابوالحسن عليه السلام نام او و نام مولاى او را نوشت و به من داد و گفت : « پسرم اين نوشته را حفظ كن تا وقتى كه از تو

--> ( 1 ) - بسايه ، بيابانى است در اطراف حجاز كه زمين‌هاى كشاورزى بيشتر در آنجا قرار دارد - م .